تبلیغات
فقط شعر - آخر نیامد
اگر شعر زیبایی دارید که می خواهید آنرا در این وبلاگ نمایش دهید در قسمت نظرات بنویسید تا آن را با نام خودتان درج کنیم

آخر نیامد

چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 11:28 ب.ظ

نویسنده : hosein rezaei
ارسال شده در: شعر انتظار ،

عمر را پایان رسید و یارم از در درنیامد

قصه ام آخر شد و این غصه را آخر نیامد

جام مرگ آمد به دستم ، جام می هرگز ندیدم

سال ها بر من گذشت و لطفی از دلبر نیامد

مرغ جان در این قفس بی بال و پر افتاد و هرگز

آنکه باید این قفس را بشکند از در نیامد

عاشقان روی جانان ، جمله بی نام و نشانند

نامداران را هوای او دمی بر سر نیامد

کاروان عشق رویش صف به صف در انتظارند

با که گویم آخر آن معشوق جان پرور نیامد

مردگان را روح بخشد ، عاشقان را جان ستاند

جاهلان را این چنین عاشق کشی باور نیامد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -